روغنکاری مناسب به عنوان عامل حیاتی هر جعبه دنده سیارهای عمل میکند و به طور مستقیم بر بازده عملیاتی، عمر مفید و قابلیت اطمینان آن تأثیر میگذارد. این سیستم انتقال قدرت فشرده و پرگشتاور، برای عملکرد بهینه در شرایط صنعتی سخت، به روغنکاری دقیق و مهندسیشده متکی است.
در سیستمهای چرخدنده سیارهای، روانکاری مناسب سه کار اصلی برای ماشینآلات انجام میدهد. اول اینکه اصطکاک بین دندانههای چرخدنده که مدام در حال درگیری هستند را کاهش میدهد. دوم اینکه به دفع گرمای تولید شده در حین کارکرد کمک میکند. و سوم اینکه در طول زمان در برابر سایش و خوردگی محافظت ایجاد میکند. چیزی که این موضوع را بسیار مهم میکند، نحوه چیدمان این چرخدندهها با چندین چرخدنده سیار کوچک است که به دور آنها میچرخند. این پیکربندی نقاط فشار زیادی ایجاد میکند که در آن فلز مستقیماً با فلز تماس دارد. هنگامی که مقدار کافی روانکننده وجود نداشته باشد، چه اتفاقی میافتد؟ سطوح شروع به سایش سریعتر از حد معمول میکنند، دمای داخل سیستم بهطور خطرناکی افزایش مییابد و در نهایت قطعات کاملاً از کار میافتند. طبق تحقیقات منتشر شده در سال گذشته در مجله Gear Technology، روانکاری صحیح میتواند بازده مکانیکی را حدود ۲٫۵ درصد افزایش دهد. این عدد در نگاه اول ممکن است چندان زیاد به نظر نرسد، اما وقتی صحبت از ماشینهایی است که روزها و شبها بدون وقفه کار میکنند، حتی بهبودهای کوچک نیز به صرفهجویی واقعی در هزینههای انرژی تبدیل میشود.
روغنکاری با کیفیت، لایهای محافظ بین دندانههای چرخدنده ایجاد میکند که از نوع هیدرودینامیک یا الاستوهیدرودینامیک است و از تماس مستقیم فلز با فلز جلوگیری میکند. این امر بهطور قابل توجهی اصطکاک را کاهش میدهد و گاهی اوقات در مقایسه با کارکرد چرخدندهها بدون هیچگونه روغنکاری، تا حدود ۶۰ درصد کمتر میشود. کاهش اصطکاک به معنای تلف شدن انرژی کمتر در داخل سیستم است که در نتیجه بازده کلی را بهطور قابل توجهی بهبود میبخشد. روغنکاری همچنین به مبارزه با حفرههای ریز و الگوهای سایش روی سطوح کمک میکند که اغلب منجر به خرابی زودهنگام چرخدندهها میشوند، بهویژه در سیستمهای چرخدنده سیارهای. وقتی بارها بهطور یکنواخت روی سطوح دندانهها توزیع شوند، بلهواسطه روغنکاری مناسب، این مشکلات به ندرت رخ میدهند. آزمایشهای عملی در محیطهای صنعتی نشان دادهاند که روغنکاری صحیح میتواند عمر قطعات تجهیزات را دو برابر کند و طول عمر خدماتی آنها را بین ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش دهد. علاوه بر این، بر اساس یافتههای اخیر منتشر شده در مجله Industrial Lubrication Journal در سال ۲۰۲۳، زمان توقف برای تعمیر و نگهداری نیز حدود یکچهارم کاهش مییابد.
هنگامی که مقدار روغن کم باشد یا نوع نادرست آن استفاده شود، میتواند به جعبه دندههای سیارهای آسیب جدی وارد کند. هنگام افزایش دما در طول کار، لایه محافظ روغن ضعیفتر شده و سریعتر تجزیه میشود. این موضوع منجر به مشکلاتی مانند آسیب سطحی، ایجاد ترکهای ریز روی دندانهها و گاهی شکست کامل چرخدنده میشود. مطالعات نشان میدهد حدود ۴۵ درصد از خرابیهای این جعبه دندهها ناشی از مشکلات روانکاری است و بر اساس دادههای مجله Machinery Lubrication از سال گذشته، روانکاری نامناسب بزرگترین عامل مشکل محسوب میشود. چیزی که بعد از آن اتفاق میافتد نیز برای عملیات بدتر است. دستگاهها شروع به مصرف بیشتر انرژی الکتریکی میکنند، توانایی صحیح تحمل نیرو را از دست میدهند و عملکرد نامنظمی دارند که تمامی خط تولید را تحت تأثیر قرار میدهد. تیمهای نگهداری و تعمیرات اغلب مجبور میشوند پس از وقوع خرابیهای قابل پیشگیری، در شرایط اضطراری وقفههای طولانی را برطرف کنند.
انتخاب روغن مناسب به چند عامل بستگی دارد که همگی با یکدیگر در ارتباط هستند: نوع باری که باید تحمل شود، سرعت چرخش و همچنین نوع محیطی که در آن کار میکند. هنگامی که بارهای سنگین وجود داشته باشد، نیاز به افزودنیهای ویژه EP در روغن است تا از تماس قطعات فلزی با یکدیگر در شرایط تنش بالا جلوگیری شود. برای قطعاتی که بسیار سریع میچرخند، روغنهای رقیقتر عملکرد بهتری دارند زیرا حرارت و مقاومت کمتری هنگام حرکت ایجاد میکنند. همچنین عوامل محیطی نیز باید در نظر گرفته شوند. دمای محل کاربرد نقش مهمی دارد و همراه آن سطح رطوبت، ورود گرد و غبار، مواد شیمیایی موجود در هوا و همچنین مقررات حاکم بر آن محیط. به عنوان مثال، در کارخانجات فرآوری مواد غذایی قوانین سختگیرانهای در مورد انواع روغنهایی که میتوان در نزدیکی محصولات غذایی استفاده کرد، وجود دارد. به همین دلیل ثبتنام در NSF H1 در اینجا اهمیت پیدا میکند. در محیطهای خارجی و سردسیرهای یخبندان، روغنهای مصنوعی که حتی در دمای زیر صفر نیز مایع باقی میمانند، ضروری میشوند. انتخاب دقیق تطابق بین قابلیتهای روغن و شرایط واقعی که ماشینآلات روزانه با آن مواجه هستند، تفاوت بزرگی در کارکرد بدون مشکل تجهیزات و جلوگیری از آسیبهای غیرضروری در طول زمان ایجاد میکند.
در مورد جعبه دندههای سیارهای، روغنهای مصنوعی از چندین جهت مهم که بر دوام این قطعات تأثیر میگذارند، بهوضوح بر روغنهای معدنی برتری دارند. یکی از عوامل مهم، پایداری حرارتی است که همراه با مقاومت در برابر اکسیداسیون و حفظ ویسکوزیته در طول زمان، اهمیت زیادی دارد. روغنهای مصنوعی حتی در شرایطی که دما از حدود ۴۰- درجه سانتیگراد تا ۱۵۰ درجه سانتیگراد نوسان دارد، ویسکوزیته خود را بهطور مداوم حفظ میکنند، در حالی که روغنهای معدنی معمولاً در محدوده دمایی بین ۰ تا ۱۰۰ درجه سانتیگراد بهترین عملکرد را دارند. این ویژگی باعث میشود روغنهای مصنوعی برای شرایطی که دمای بسیار بالا یا نوسانات دمایی زیاد دارند، بسیار مناسبتر باشند. مزیت دیگری که این روغنها دارند، عمر مفید طولانیتر آنهاست. بیشتر روغنهای مصنوعی حدود دو تا سه برابر بیشتر از معادلهای معدنی خود دوام میآورند که این امر به معنای تعداد تعویضهای کمتر و احتمال کمتر توقفهای غیرمنتظره تجهیزات است. روغنهای معدنی هنوز هم در کاربردهای سادهای که شرایط سخت نیستند، جایگاه دارند. اما برای سیستمهای با دقت بالا که تحت بارهای سنگین کار میکنند، روغنهای مصنوعی محافظت بسیار بهتری در برابر مشکلاتی مانند ریز حفرهها (micropitting) و جوشهای ریز (micro-welding) فراهم میکنند. برای صنایعی که قابلیت اطمینان تجهیزات بهطور مستقیم بر زمانبندی تولید تأثیر میگذارد، این سطح از عملکرد، سرمایهگذاری اضافی روی روغنهای مصنوعی را توجیه میکند.
انتخاب ویسکوزیته مناسب تأثیر مستقیمی بر نحوه تشکیل فیلم محافظ توسط روغن و کارایی آن دارد. اگر ویسکوزیته خیلی پایین باشد، روغن نمیتواند بارهای سنگین را به درستی تحمل کند. از سوی دیگر، اگر خیلی غلیظ باشد، اصطکاک بیشتری در قطعات متحرک ایجاد میشود و راهاندازی دستگاه در دماهای پایین مشکلساز خواهد بود. بیشتر جعبهدندههای سیارهای صنعتی با درجات ISO VG بین ۶۸ تا ۲۲۰ به خوبی کار میکنند، هرچند سازندگان معمولاً در شرایط بارهای بسیار سنگین یا محیطهای داغ، از روغنهای غلیظتر استفاده میکنند. پایداری حرارتی مناسب به این معناست که روغن خواص خود را حتی زمانی که دما از ۱۰۰ درجه سانتیگراد فراتر رود حفظ میکند. این امر به جلوگیری از خرابی، تشکیل لجن و از دست رفتن افزودنیهای مهم در طول زمان کمک میکند. متخصصان صنف عموماً توصیه میکنند که ویسکوزیته روغنی انتخاب شود که در دمای حداکثر عملیاتی، ضخامت فیلم کافی ایجاد کند و در عین حال امکان راهاندازی قابل اعتماد و گردش مناسب در شرایط سرمای سیستم را فراهم آورد. رعایت این تعادل، تضمین میکند که در تمام محدودههای عملیاتی عادی، حفاظت مناسبی انجام شود.
هنگامی که روغنکاری به اندازه کافی انجام نشود، مشکلاتی به وجود میآید زیرا لایه محافظ روغن به درستی تشکیل نمیشود. این امر باعث میشود قطعات فلزی در واقع با یکدیگر تماس پیدا کنند، نه اینکه توسط روغن از هم جدا شوند. نتیجه چیست؟ سایش سریعتر در قطعات حیاتی مانند چرخدندههای سیار، چرخدندههای حلقوی و یاتبهای حامل رخ میدهد. علاوه بر این، تمام این اصطکاک باعث تولید گرمای اضافی میشود که روغن را حتی از حالت عادی هم سریعتر تجزیه میکند. بر اساس مشاهدات بسیاری از متخصصان تعمیر و نگهداری در عمل، تقریباً نیمی از تمام خرابیهای زودهنگام مشاهده شده در جعبهدندههای سیارهای به دلیل مشکلات ناشی از روغنکاری ناکافی رخ میدهد. این خرابیها باعث کاهش عمر تجهیزات قبل از نیاز به تعمیر میشوند و همچنین هزینههای نگهداری را در طول زمان افزایش میدهند، زیرا قطعات تعویضی زودتر از موعد مقرر مورد نیاز میشوند.
قرار دادن بیش از حد روغنکاری در ماشینآلات، مشکلاتی در حرکت سیالات درون آن ایجاد میکند. وقتی روغن اضافی در حال شناور شدن باشد، به جای انجام وظیفه خود شروع به هم زدن میکند که در نتیجه باعث میشود قطعات بیش از حد لازم به یکدیگر بمالند. چه نتیجهای دارد؟ دما تا ۱۵ و حتی ۲۰ درجه سانتیگراد بالاتر از حد مورد نظر در طراحی تجهیزات، افزایش مییابد. تمام این گرما چندین مشکل را ایجاد میکند. اول از همه، روغن به دلیل اکسیداسیون سریعتر تجزیه میشود. دوم، افزودنیهای مفید که در برابر سایش محافظت میکنند، سریعتر از حالت عادی مصرف میشوند. و سوم، آببندیها تحت فشارهای مختلف قرار میگیرند که در نهایت منجر به بیرون زدگی، نشتی یا ورود گرد و غبار و آلایندههای دیگر به جاهایی میشود که نباید وارد شوند. بررسی سابقههای نگهداری چیزی را به وضوح نشان میدهد: فقط داشتن روغنکاری بیش از حد میتواند مصرف انرژی را تا ۱۰ درصد به دلیل حرکت تلف شده ناشی از حرکت اضافی روغن افزایش دهد. این موضوع واقعاً هر بهبود کارایی که میتوانست با روشهای صحیح روغنکاری به دست آید را از بین میبرد.
دریافت مقدار مناسب روغنکاری به این معنی نیست که فقط به یک برنامه کلی که در یک دستورالعمل آمده پایبند باشید. بلکه این موضوع بیشتر به شرایط خاصی بستگی دارد که تجهیزات روزانه با آن مواجه میشوند. اکثر تولیدکنندگان راهنماییهایی در مورد مقدار روغن مورد نیاز در ابتدا و زمانی که باید آن را دوباره تعویض کنند — معمولاً بین ۵۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ ساعت کارکرد — ارائه میدهند. اما این اعداد داستان کاملی را تعریف نمیکنند. عواملی مانند میزان بار، دمایی که دستگاه در آن کار میکند، وجود گرد و غبار در سیستم و تعداد دفعات روشن شدن دستگاه، همگی باید قبل از تعیین زمان نگهداری در نظر گرفته شوند. برای هر کسی که جدیت در کارکرد صحیح ماشینآلات را دارد، سرمایهگذاری روی ابزارهای اندازهگیری با کیفیت بسیار مهم است. استفاده از دستگاههای توزیعکننده دقیق و بررسی سطح روغن از طریق شیشههای دید یا میلههای نشانگر، از مشکلات ناشی از کمروغنی یا پرروغنی جلوگیری میکند. همچنین نمونهبرداری از روغن را فراموش نکنید. آزمایشهای منظم آزمایشگاهی میتوانند وضعیت دقیق روغن را نشان دهند و به تعیین اینکه آیا فواصل تعویض باید تغییر کنند کمک کنند. این روش به تکنسینها اجازه میدهد تا مشکلات را قبل از تبدیل شدن به دردهای بزرگ، رفع کنند، نه اینکه فقط به یک زمانبندی ثابت پایبند باشند.
پایش پیشگیرانهٔ وضعیت روغن کاری اساسی است تا بتوان حداکثر عمر مفید و قابلیت اطمینان را در سیستمهای گیربکس سیارهای به دست آورد. تجزیه و تحلیل منظم روغن بینشهای مهمی درباره سلامت روغن فراهم میکند و نشانههای اولیه تخریب، آلودگی یا الگوهای سایش غیرعادی را شناسایی میکند که ممکن است نشانه مشکلات مکانیکی در حال توسعه باشند.
برنامههای تجزیه و تحلیل روغن، چندین پارامتر حیاتی را که نشاندهنده وضعیت داخل ماشینآلات است، زیر نظر دارند. چیزهایی مانند تغییر در ویسکوزیته، سطح اسیدها، اعداد قلیایی برای روغنهای فشار شدید، شمارش ذرات، محتوای فلزی ناشی از سایش و مواد افزودنی به طور منظم بررسی میشوند. هنگامی که الگوهای خاصی ظاهر میشوند، این موارد به عنوان علامتهای هشداردهنده در نظر گرفته میشوند. به عنوان مثال، افزایش آهن و کروم اغلب نشاندهنده سایش دندهها یا یاتاقانهاست. افزایش ناگهانی سیلیکون معمولاً بیانگر ورود گرد و غبار به جایی از سیستم است. و هنگامی که ویسکوزیته کاهش مییابد، این موضوع معمولاً نشانه آسیب حرارتی یا آلودگی ناشی از سایر روغنهاست. طیفسنجهای مدرن قادر به تشخیص ذرات سایشی به اندازه ۵ میکرون هستند که این امر به تکنسینها اجازه میدهد دقیقاً محل بروز مشکل را شناسایی کنند، خیلی قبل از اینکه کسی در حین عملکرد ماشین متوجه مشکل شود.
شروع تحلیل دقیق با رعایت شیوههای مناسب نمونهبرداری آغاز میشود. هنگام جمعآوری نمونه روغن، بهتر است نمونهها از مناطقی که جریان واقعی وجود دارد — مانند خطوط بازگشت یا دریچههای اختصاصی نمونهبرداری — و در حین کار عادی سیستم گرفته شوند. همواره از ابزارهای تمیز و اختصاصی برای نمونهبرداری استفاده کنید تا از مخلوط شدن روغنهای مختلف جلوگیری شود. ظروف نگهداری را محکم درببندی کنید، فیلترهای مناسبی نصب کنید که ذرات به اندازه حدود ۳ تا ۶ میکرون را بلوکه میکنند (در صورت امکان به دنبال فیلترهایی با رتبه بتا بالای ۲۰۰ باشید)، و تمام روغنکارها را در محلی با دمای ثابت و دور از آلودگی نگه دارید. پژوهشهای صنعتی نشان میدهند که زمانی که شرکتها واقعاً تمرکز خود را بر روی جلوگیری از ورود آلایندهها قرار میدهند، عمر روغنها قبل از نیاز به تعویض به طور متوسط حدود ۷۵٪ افزایش مییابد و همچنین هزینههای تعمیر و نگهداری برای گیربکسهای بزرگ تقریباً ۳۰٪ کاهش مییابد، همانطور که شرکت Noria Corp در یافتههای سال گذشته اشاره کرده است. هنگامی که دادههای پایه وضعیت روغن را جمعآوری کرده و تغییرات آن را در طول ماهها (به جای بررسیهای مقطعی) ردیابی کنیم، روغنکاری به موضوعی قابل پیشبینی تبدیل میشود نه اینکه دائماً پس از بروز مشکلات اقدام به تعمیر کنیم. این رویکرد به ما کمک میکند تا از روغنها بهینهترین استفاده را داشته باشیم و در عین حال سیستمهای گیربکس گرانقیمت سالها بهصورت قابل اعتماد کار کنند.

اخبار داغ2026-01-16
2026-01-13
2026-01-09
2026-01-08
2026-01-07
2026-01-04
کپیرایت © 2025 توسط شرکت فناوری انرژی نو دلیکسی (هانگژو) محدودیت شده - سیاست حریم خصوصی