وقتی قطعات بهطور کامل همراستا نیستند، زنجیرهای از مشکلات موقعیتیابی در سراسر سیستمهای کاهنده سیارهای ایجاد میشود. حتی تغییرات زاویهای بسیار کوچک نیز در اینجا اهمیت زیادی دارند. یک عدم همراستایی تنها ۰٫۰۵ درجهای در ابتدا میتواند تا پایان مرحله سوم کاهش سرعت به بیش از ۰٫۲۵ درجه خطا افزایش یابد و در واقع خطای اولیه به دلیل نحوه تعامل چرخدندهها، پنج برابر شود. آنچه اتفاق میافتد از نظر مکانیکی بسیار ساده است. چرخدندههای خورشیدی ناهمراستا، چرخدندههای سیارهای را به چرخشهای غیرمرکزی وادار میکنند که باعث اختلال در تماس صحیح دندانهها میشود. این خطاهای انتقال به صورت تغییرات سرعتی بیش از ۲٪ در کاربردهای بسیار دقیق ظاهر میشوند و دستیابی به موقعیتیابی ثابت را در بازوهای رباتیک و دستگاههای CNC دشوار میکنند. گرما وضعیت را بدتر میکند. وقتی دما در محیطهای صنعتی از ۴۰ درجه سانتیگراد فراتر رود، حدود ۷۸٪ از تمام تلفات دقت به دلیل جابهجایی قطعات از موقعیت مناسب آنها رخ میدهد. این یافتهای است که متخصصان تریبولوژی در مطالعات خود درباره مکانیزمهای ماشین به آن دست یافتهاند.
نحوه همترازی دندهها بر مقدار بازخورد (بکلش) ایجاد شده و نحوه توزیع بار در مجموعه دندههای سیارهای تأثیر میگذارد. هنگامی که حاملها به درستی موقعیتیابی شده باشند، فاصله منظمی بین هر دنده سیارهای و دنده حلقوی حفظ میشود. این امر به کنترل بازخورد در حد مهم ۵ دقیقه قوسی که برای کارهای کنترل حرکت مناسب ضروری است کمک میکند. کرنشسنجها نیز چیز جالبی نشان میدهند: در سیستمهای همراستا، اختلاف بار بین دندههای سیارهای تنها حدود ۷٪ است. اما زمانی که همترازی درست انجام نشود، این اختلاف به بیش از ۳۵٪ افزایش مییابد. این نوع عدم تعادل، فشار اضافی بر روی دندانههای خاصی از دنده وارد میکند که منجر به سایش سریعتر و مشکلاتی مانند پیتینگ و اسپالینگ میشود. رعایت همترازی بهویژه هنگام تغییر جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا در همان لحظه کنترل صحیح بازخورد کاملاً ضروری میشود. طبق استانداردهای تریبولوژی ISO/TC 60، حدود ۶۲٪ از خرابیهای اولیه کاهندهها ناشی از آسیب ضربهای ناشی از بازخورد کنترلنشده در طول این تغییرات جهت است.

حامل سیارهای به عنوان ستون فقرات اصلی ساختاری عمل میکند که ثبات سیستم دندهها را حفظ میکند. چیزی که آن را خاص میکند این است که بسیار بیش از صرفاً نگه داشتن قطعات در کنار هم کار میکند. این حامل در واقع دندههای خورشیدی، سیارهای و حلقوی را بهدرستی در راستای مناسب نگه میدارد، حتی زمانی که تحت انواع نیروها و ارتعاشات عملیاتی قرار دارند. نسخههای ساختهشده از آلیاژ آهنگرفته در این زمینه واقعاً برجسته هستند. این قطعات آهنگرفته ساختار دانهای پیوستهتری نسبت به نمونههای ریختهگریشده دارند که به آنها برتری مشخصی در مقاومت در برابر تغییر شکل ناشی از بارهای سنگین و تغییرات دما در حین کار میدهد. این موضوع در کاربردهای واقعی جایی که قابلیت اطمینان تحت تنش ضروری است، اهمیت زیادی دارد.
هنگامی که جعبه دنده با تغییرات دما مواجه میشود، قطعات آن به طور طبیعی منبسط و منقبض میشوند. آلیاژهای فورج شده در این شرایط عملکرد بهتری نسبت به سایر مواد دارند، زیرا هنگام گرم شدن کمتر کشیده میشوند و در طول این تغییرات پایداری بیشتری حفظ میکنند. این موضوع به معنای حرکت کمتر بین دندههایی است که با یکدیگر درگیر هستند. مقاومت در برابر خستگی نیز به همان اندازه مهم است. مواد معمولی پس از تعداد زیادی چرخه بارگذاری تمایل به تغییر شکل دارند، اما آلیاژهای فورج شده شکل اولیه خود را حفظ میکنند، که باعث میشود قطعات به درستی در جای خود باقی بمانند، مانند نحوه چرخش دندههای سیارهای به دور دنده خورشیدی. طراحی صحیح کاریر (ناقل) نیز بسیار مهم است. یک کاریر خوب نیروها را به طور یکنواخت بین چندین دنده سیارهای توزیع میکند تا هیچ نقطهای بیش از حد تحت بار قرار نگیرد. بدون سفتی مناسب و اندازهگیری دقیق، برخی نقاط زودتر ساییده شده و در نهایت منجر به مشکلات عدم تراز میشوند. در نهایت، نوع مادهای که در ساخت کاریر استفاده میشود و نحوه ساخت آن تعیین میکند که کل سیستم در طول زمان تراز خود را حفظ میکند یا اینکه شروع به انحراف میکند، که این امر هم بر موقعیت قرارگیری قطعات و هم بر نرمی انتقال توان از یک قطعه به قطعه دیگر تأثیر میگذارد.
اینکه قطعات چقدر خوب در کنار هم قرار گیرند، تعیینکننده مقدار بازی در کاهندههای سیارهای است. بازی به همان حرکت اتلافی آزاردهنده هنگام تغییر جهت اشاره دارد. اگر تمام مؤلفهها در درون کسر بسیار کوچکی از اینچ بهدرستی همتراز بمانند، بار بهصورت یکنواخت بین چرخدندههای سیارهای توزیع میشود. این امر باعث کاهش تغییر زاویه بین دندانههای چرخدنده و جلوگیری از حس «پرش» میشود که منجر به سایش سریعتر و کاهش دقت موقعیتیابی در طول زمان میگردد. در اینجا رعایت شیوههای خوب طراحی اهمیت دارد. ساختارهای محکم حامل (کاریر) به مقابله با مشکلات تاب برداشتن ناشی از گرما کمک میکنند. مکانیزمهای پیشبارگذاری (Preload)، فشار ثابتی در راستای محور اعمال میکنند تا فضاهای خالی که بازی در آن رخ میدهد را ببندند. به عنوان مثال، سیستمهای دو چرخدندهای با فنر را در نظر بگیرید. این سیستمها بهطور مداوم چرخدندهها را در تماس نگه میدارند، بنابراین آنها از کنار یکدیگر لغزش نمیکنند ولی همچنان بهصورت کارآمد کار میکنند. هنگامی که بهدرستی انجام شود، همترازی مناسب میتواند ارتعاشات را در محیطهای کارخانهای حدود ۴۰٪ کاهش دهد، همانگونه که در آزمایشهای انجامشده توسط AGMA در گزارش شماره 6010-A19 گزارش شده است. تنظیم دقیق این اتصالات به این معناست که ماشینآلات بهصورت پیوسته توان را منتقل میکنند و موقعیتها را با دقت تکرار میکنند، که امری بسیار مهم برای تجهیزات دقیق در همه جا است.
ترازبندی عامل اصلی تعیینکننده دقت انتقال در کاهندههای سیارهای است. عدم تراز میتواند منجر به واکنش زنجیرهای مشکلات موقعیتیابی و تغییر شکلهای مکانیکی شود، که همین امر باعث افزایش سایش و کاهش دقت میگردد.
ترازبندی صحیح توزیع یکنواخت بار را بین چرخدندههای سیارهای فراهم میکند، که این امر باعث کاهش بازی چرخدنده و جلوگیری از سایش بیش از حد یا خرابی زودرس میشود.
حاملهای ساخته شده از آلیاژهای متالورژی شده، ساختار دانهای پیوستهتری ارائه میدهند که در برابر تغییر شکل ناشی از بارهای پویا و تغییرات دما مقاومت بیشتری دارند و بدین ترتیب تحت تنش نیز ترازبندی حفظ میشود.
عدم تراز در کاهندههای سیارهای میتواند منجر به افزایش سایش، نویز، ارتعاش و در نهایت کاهش تکرارپذیری موقعیت و عملکرد کلی شود.
اخبار داغ2026-01-16
2026-01-13
2026-01-09
2026-01-08
2026-01-07
2026-01-04
کپیرایت © 2025 توسط شرکت فناوری انرژی نو دلیکسی (هانگژو) محدودیت شده - سیاست حریم خصوصی